نوبت دهی آنلاین
متن مورد نظر خود را جستجو کنید

ایران فردا ما

ایرانِ فردا را نه در ورق‌های نیامده‌ی تقویم، که در تپشِ جوانانی می‌بینم که خونِ تمدنی کهن در رگ‌هایشان جاری‌ست؛ جوانانی که هر نگاهشان، آینه‌ی هزار سال روشنی و هر قدمشان، ترجمه‌ی امیدی تازه است.

گویی تاریخ، قامتِ خویش را در هیئتِ آنان راست کرده است؛ همان تاریخ که با دست‌های فردوسی حماسه سرود، با اندیشه‌ی بوعلی چراغ افروخت و با رباعیات خیام، آسمان را به پرسش گرفت.

اکنون آن مشعلِ دیرسال، در دست‌های جوانی می‌درخشد که باور دارد می‌توان دوباره خورشید را از دلِ شب بیرون کشید. من فردای ایران را باغی می‌بینم که جوانانش، باغبانانِ ‌خستگی ناپذیر آن‌اند؛ با دستانی که بوی تلاش می‌دهد و دل‌هایی که از رویای ساختن، لبریز است.

آنان از تبارِ سروهای استوارند؛ ریشه در خاکِ اصالت، سر در هوای آرزو. هر اندیشه‌شان، نهالی‌ست که اگر در خاکِ همدلی کاشته شود، به درختی از دانایی بدل خواهد شد. واژه‌ی نمی‌شود در فرهنگِ جوان ایرانی جایی ندارد.

او آموخته است که از دلِ سنگ، چشمه بجوشاند و از میانِ طوفان، راه بسازد. ایرانِ فردا، سرودِ مشترکِ همین جوانان است؛ سمفونیِ گام‌هایی که بر خاکِ کهن می‌نوازند و افقی نو می‌آفرینند. من ایمان دارم روزی خواهد رسید که جهان، دوباره نامِ ایران را نه تنها با یادِ گذشته، که با شکوهِ اکنونش زمزمه کند؛ آن‌گاه که جوانانش، وارثانِ آفتاب، تمدنی تازه را در آغوشِ سپیده بنا نهاده‌اند.

این رویا دور نیست؛ همین‌جاست، در دلِ جوانی که باور دارد می‌تواند تاریخ را نه فقط بخواند، که دوباره بنویسد.

صوت

کلمات کلیدی
مدیر سایت
تهیه کننده:

مدیر سایت

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

ارسال نظر

نظر خود را وارد نمایید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *
برای جستجو عبارت موردنظر خود را وارد کنید
تنظیمات پس زمینه